۲۲ آبان, ۱۳۹۷

شکست عشقی

  • 4 ماه قبل
لطفا به ما امتیاز دهید
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

شکست عشقی

شکست عشقی 

عشق یکی از حیرت انگیزترین هیجانهایی است که انسان می تواند تجربه کند اما در عین حال می تواند یکی از دردناک ترین هیجانهایی باشد که تجربه می شود.

شکست عشقی و عاطفی میتواند منجر به نوعی فروپاشی در فرد گردد.

این فروپاشی ، افسردگی و خشم ، احساس نا امنی عمیق ، احساس درماندگی ، گناه ، هراس ، ناامیدی ، بدبینی ، بی قراری ، آسیب پذیری ، از دست دادن تمرکز ، انگیزه و انرژی ، نشانه های فیزیکی مثل سردرد و بی نظمی و خواب ، بی اشتهایی یا پرخوری ، تغییرات میل جنسی ، بی حوصلگی و کندی کلامی – حرکتی تولید می کند .

صرف نظر از اینکه چه کسی رابطه را قطع می کند ، شکست عشقی ، تجربه ناخوشایندی است .

رویکردهای مختلف به پدیدۀ عشق

– رابین

به گفته رابین (۱۹۷۰) با وجود اینکه عشق جزو عمیق ترین و با معناترین احساسات به شمار می رود، روان شناسان اجتماعی عملاً هیچ توجهی به آن نکرده اند.او مقیاسی ساخت با دو نوع اندازه گیری : یکی در مورد پیوند و ارتباط و دیگری در مورد عشق.عامل پیوند شامل مواردی مثل جذابیت ، دیدگاه خوب ، احترام و دوستی است و عشق شامل عواملی مثل اظهار وابستگی به معشوق ، اظهار انحصار طلبی ومسئولیت در برابر او ، اظهار علاقه و میل به بودن با او می باشد. در میان این عوامل ، عامل جنسی یا جذابیت جنسی به چشم نمی خورد.عشق به عنوان یک نگرش به همراه عناصر رفتاری ، شناختی و هیجانی توصیف شده است .البته تحقیقات رابین به عنوان یکی از تلاش های سرسختانه برای اندازه گیری تجربی عشق به شمار می رود.

تحقیقات او به جای عشق شهوانی به عشق رمانتیک متمرکز شده است و تمرکز بر حالت غیر جنسی حکایت از آن دارد که این تحقیق از این حیث با تحقیقات کنونی مغایرت دارد.

-رابرت استرنبرگ

در اواخر دهه ۸۰ نظریه تازه ای در مورد عشق ارائه شد به نام ((نظریه سه وجهی عشق )). بر اساس این نظریه ، عشق را می توان در چهارچوب سه مؤلفه شناخت : صمیمیت ، شور و شهوت ، و تعهد.در گونه های مختلف عشق این مؤلفه ها به صورت های مختلف با هم ترکیب می شوند و به هم می آمیزند.برای مثال ،ویژگی عشق رمانتیک صمیمیت به علاوه شور و شهوت است ، ویژگی عشق احمقانه یا بلاهت آمیز تعهد است که تنها شور و شهوت به آن دامن می زند و عشق کامل یا تمام عیار آمیزه ای از همه این مؤلفه های سه گانه است.

وی گونه های عشق را به شیوه روشمندی سامان داده است اما در عین حال پاسخی بدین پرسش نمی دهد که چرا من و نه کسی دیگری عاشق این فرد خاص می شود و نه عاشق فرد دیگری و نیز آنکه چرا من و نه کس دیگری قادر است با انسان خاصی رابطه عاشقانه برقرار کند و نه با انسان دیگری.

صمیمیت جزء عاطفی است و شامل احساس نزدیکی و اشتراک احساسات است . شور، هیجان و شهوت جزئی انگیزشی و شامل جاذبه جنسی و احساس شاعرانه « عاشق بودن » است. «تعهد» جزء شناختی است و از نیت شخص خبر می دهد که از رابطۀ پایدار حکایت دارد.

او معتقد بود که اگر تعادل این سه عامل به هم بخورد مفهوم جدیدی از عشق شکل می گیرد که با مفهوم عشق کامل تفاوت دارد.مثلاً اگر فردی نسبت به فرد دیگر فقط احساس صمیمیت داشته باشد،اینجا بین دو نفر تنها رابطۀ دوستی به وجود خواهد آمد و اگر تنها شور، هیجان و شهوت باشد، عشق خیابانی شکل می گیرد.اگر شور، هیجان شهوت و صمیمیت باشد و تعهد نباشد ، در آن صورت شاهد عشق رمانتیک هستیم و اگر رابطۀ صمیمیت و تعهد بالا و شور و هیجان ضعیف باشد ، در آن صورت عشق مشفقانه شکل گرفته است.

فروم

اریک فروم جزء اولین کسانی است که در روان شناسی در باب عشق مطالبی نوشته است.اما با وجود اهمیت و شهرت او،علمی نبودن و نداشتن پشتوانه پژوهشی یکی از انتقادات وارد بر اوست.البته به دلیل جایگاه و شهرت فروم در روان شناسی نمی توان دیدگاه های او را کاملاً نادیده انگاشت .از نظر فروم عشق در وهلۀ نخست نسبت دلبستگی به یک شخص خاص نیست .بلکه بیشتر نوعی رویه و جهت گیری منش آدمی است که او را به تمام جهان و نه به یک معشوق خاص می پیوندد.

جان لی

جان لی در دهۀ ۱۹۷۰ با اجرای تحقیقاتی در پی این بود که مردم چگونه عشق را با همه گونه هایی که دارد تجربه می کنند .او قصد داشت با این کار از جریان عشق درغرب افسانه زدایی کند.لی سبک های عشق را به رنگ تشبیه کرد که طیف گسترده ای ، از رنگ های اصلی تا رنگ های ثانویه را تشکیل می دهند، رنگ های ثانوی از ترکیب رنگهای اولی تشکیل می شود. شبیه به همین مسئله در عشق نیز هست.عشق به دو طیف اولی و ثانوی تقسیم می شود.

سبک های عشق اولی عبارت اند از:

۱)عشق پر شور:جذابیت بدنی و عاطفی شدید

۲)عشق نمایشی : نمایش عشق را بازی کردن

۳)عشق دوستانه : عشق مبتنی بر دوستی

عشق های ثانوی که از ترکیب این سه عشق اولی تشکیل شده است به سه نوع تقسیم می شوند:

۱)عشق منطقی : ترکیبی از سبک عشق نمایشی و سبک عشق دوستانه است .این افراد ارزیابی معقول انجام میدهند؛ مثل اینکه صفاتی را که یک ازدواج خوب به آن احتیاج دارد مطالبه می کنند و معشوق خود را مطابق معیارهایشان.

۲)عشق وابستۀ وسواسی : ترکیبی از سبک عشق پر شور و سبک عشق نمایشی است و مستلزم انحصار ، وسواس ،اضطراب و رفتارهای پرشور است.مسائل جنسی بیمه این عشق است .آنها اغلب مضطرب یا ناایمن هستند و میتوانند به صورت افراطی حسود باشند.سختی کشیدن ، حسادت ، وسواس و سیری ناپذیری از ویژگی عشق وابسته وسواسی است .آنها اغلب عزت نفس پایین دارند و اهمیت زیادی به روابطشان میدهند.آنها در رابطه با معشوقشان از صفات ملکی و صفات تفضیلی استفاده می کنند، احساس می کنند که آنها به معشوقشان احتیاج دارند.آنان معشوقشان را اغلب به شیوه ای اتفاقی پیدا می کنند.این سبک از عشق از رایج ترین سبک های عشق است که معمولاً در نوجوانی و اوایل بزرگسالی بیشترین بسامد را دارد و تقریباً می توان گفت معادل همان عشق های آتشین دوران جوانی است که در دانشگاه ها ، مدارس و در کل سطح جامعه شاهد آن هستیم .لذا نباید با سبک های دیگر دوستی ها خلط شود.

۳)عشق ایثارگرانه : ترکیبی ازسبک عشق پرشور و سبک عشق دوستانه می باشد که معمولاً بشر دوستانه ، رفاقتی و البته شدید است. لی یادآوری کرد که این نوع عشق با ایدئولوژی مسیحی هم آهنگ است ، اما در جوامع سکولار امروز غربی بسیار نادر است؛ با وجود این ممکن است در جوامع دیگر یافت شود.عشق ایثارگرانه ، قربانی و محاصره کردن تمام عیار خود است .عشاق ایثارگر ، اغلب گرایش های معنوی دارند.عاشقان ایثارگر، معشوقشان را به عنوان قدیس مشاهده و آرزو می کنند که در خدمتشان باشند.عاشقان ایثارگر سرانجام می توانند به این احساس برسند که از آنان سوء استفاده شده است .حالت پیشرفته عشق ایثارگرانه در بخشندگی آن است.

هندریک و هندریک(۱۹۸۶و۱۹۹۰) با ساختن مقیاس نگرش سنج عشق کوشیدند مفاهیمی را که لی درباره عشق گفته عملیاتی کنند.از مقیاس آنها به طور گسترده در تحقیقات عشق استفاده شد؛ اما آنها هیچ توجیه نظری گسترده ای برای مقیاس خود انجام ندادند.آنان متذکر شدند که بیشتر این کار ، بر اساس نظریه جان لی به سامان رسیده است تا اینکه مستقلاً خود آنها یک مقیاس ایجاد کنند.آنها معتقدند کارشان به یک تحقیق علمی و جامع نیاز دارد.سبک های عشق ممکن است تغییر کند، همان طور که روابط تحول پیدا می کند؛ مثلاً با نزدیک شدن به آخر عمر سبک های عشق از سبک عشق پرشور به سوی سبک های عشق دوستانه و منطقی حرکت می کنند.

شکست عشقی

نظریه عشق هندریک

هندریک در ذیل عنوان ” مدل هایی برای توضیح عشق ” به دو عنوان “روان شناختی اجتماعی ” و ” زیستی/طبیعی” اشاره می کند.رویکردهای طبیعت گرایانه در بدن،هیجان و میراث تکاملی ما ریشه دارد؛ به ویژه به عنوان تکامل مرتبط با مسائل جنسی . در رویکردهای اجتماعی روان شناختی ، مفاهیمی مانند شناخت ، انگیزه های اجتماعی ،تعامل،ارتباط و طبقه بندی های مختلف عشق وجود دارد.

هندریک،رویکردهای “زیستی/طبیعی” را شامل رویکرد “عشق شهوانی مشفقانه ” (هاتفیلد) “فرایند های دلبستگی” (بالبی ، هازان و…) و ” نظریه تحول عشق ” (دیدگاه طبقه بندی زیستی طبیعی) و رویکردهای “روان شناختی /اجتماعی ” را شامل رویکرد الگویی، توسعۀ خود، مثلث عشق وسبک های عشق می داند.

نظریه عشق آرون

اما آرون بدون هر گونه تفضیلی، نظریه های عشق را به سه دسته تقسیم می کند: یکی روان تحلیلگری  بر اساس دیدگاه های پیروان فروید است ؛ دیگری عبارت است از بخشی از نظریه های یادگیری بر اساس دیدگاه های هرلد کلی و جان تیبوت ؛ سوم متاثر از مدل های گسترش خود که آرون و آرون مطرح کرده اند.

الف.نظریه های روان تحلیلگری

این نظریه پردازان به صورت سنتی بر انگیزه های ناهشیار تاکید میکنند .فرد برای تکرار روابط دوران کودکی با والدینش می خواهد با فردی که صفات ایدآلش را دارد ( و فرد آن صفات را روی معشوقش فرافکنی کرده است )ارتباط برقرار نماید.بعد از اینکه معشوق را واقعاً به دست آورد،منجر به یک رهایی احتمالی می شود.

ب.نظریه های یادگیری اجتماعی

نظریه های یادگیری اجتماعی در مورد عشق ، نظریه وابستگی متقابل می باشد که کلی و تیبوت در سال ۱۹۷۸ پدید آوردند.در این الگو جذابیت برای ارتباط با یک دوست یا در نهایت عشق به این دوست به عنوان موقعیتی توصیف می شود که در این موقعیت افراد یک رابطه را به عنوان پیامد مثبت دریافت می کنند.این عمل در ارتباط با انتظارات ارتباطی پایه ای است.در ابعاد دیگر این مدل،عشق ، به عنوان اشاره به موقعیتی درک می شود که در آن موقعیت یک دگرگونی انگیزشی که از رفتار بر اساس پایه های علاقه به خود(فوری) نشئت گرفته و به رفتار بر اساس بنیان های توجه گسترده تبدیل می شود که این توجه گسترده شامل دوست و ارتباط نیز می شود.بنابراین،عشق،مستلزم آمادگی برای بیرونی سازی و حتی فداکاری برای فایده رساندن به دیگران می باشد.

ج.نظریۀ توسعه خود

الگوی توسعه خود را آرون ارائه کرده است این الگو را این گونه فرض می کند که مردم برای توسعه خود،انگیزه دارند.توسعه خود،شامل متغیرهایی مانند دیدگاه ها،توانایی ها و هویتی است که در اختیار «خود» قرار داده می شود. یکی از شیوه هایی که برای تحقق این امر انجام می دهند، استفاده از «روابط نزدیک» است ؛ زیرا در این روابط هر فرد،دیگران (یعنی ،دیدگاه ها،توانایی ها و هویتشان ) را تا حدی آن طور که هست ،جزئی از این «خود» درک می کند.به ویژه در مورد عشق گفته می شود که عشق توصیف موقعیتی است که در آن ، عاشق سطح بالایی از توسعه بالقوه را که در دسترس است و از ارتباط با فرد دیگری نشئت گرفته، ادراک می کند .اگر اندازه توسعه یا توسعه بالقوه ادراک شده خیلی بالا باشد ، تجربه عشق شدیدتر می شود.(مثل هنگامی که فرد وارد کرابطه جدید می شود.

شکست عشقی

شکست عشقی

پیامدهای منفی ناشی از شکست عشقی ( عاطفی )

این روابط نزدیک اگرچه منابع اصلی شادی و رضایت برای بیشتر مردم هستند ، شکست عشقی آنها می تواند از استرس زا ترین وقایع زندگی هر فردی باشد به عنوان نمونه در یک زمینه یابی تلفنی گسترده در مورد وقایع آسیب زا، شرکت کننده ها شکست عشقی را جزء بدترین وقایع زندگی شان معرفی کرده اند (تاشیرو و فرازیر ، ۲۰۰۳).به هر حال ، تجارب معدودی در زندگی قادر هستند درماندگی ، اندوه و رنجی بیش از آنچه که شکست یک رابطه مهم می تواند به وجود آورد تولید کنند.در حقیقت از دست دادن یک شریک مهم ، اگر مهم ترین تجربه ناراحت کننده و آسیب زا نباشد از جمله مهم ترین آن هاست (سیمپسون،۱۹۸۷)

شکست عشقی در اواخر نوجوانی و خصوصاً در سنین دانشگاهی پدیده ای غیر معمول نیست (بیکر،۲۰۰۶) فرازیر و شاین (۱۹۹۴) شکست  عشقی را یکی از معمول ترین منابع استرس زا برای دختران دانشجو معرفی کرده اند.شواهد نشان دهنده آنست که اینگونه شکست ها پیامدهایی مثل خشم ، غم ، افسردگی بالینی ، تغییر عواطف به شکل افزایش نا امنی و کاهش سلامت جسمانی را به دنبال دارد(سبارا،۲۰۰۶) و بر ذهن افرادی که آن را تجربه می کنند شدیداً تاثیر می گذارد(چانگ،فارمر،گرانت،نیوتن،پاین و همکاران.۲۰۰۳)مطالعه های انجام شده در حوزه درماندگی بعد از شکست عشقی نشان دهنده اینست که شکست عشقی پیامدهای منفی نظیر درماندگی عاطفی وخشم ورنجش و احساس تنهایی  را به دنبال دارد .به طور کلی معمول ترین احساس های منفی که به دنبال شکست عشقی ممکن است برای فرد به وجود آید عبارتند از احساس گناه نا امیدی صدمه و افسردگی .همچنین افراد علائمی مانند افسردگی ، از دست دادن اشتها و در مواردی با توجه به شدت شکست افکار خودکشی را تجربه می کنند.

تحقیق های متعدد عوامل مختلفی نظیر مدت زمان رابطه ، میزان نزدیک بودن،دسترسی آسان به شریک جایگزین را در میزان استرس بعد از شکست عشقی موثر میدانند(سیمپسون،۱۹۸۷)

 

شکست عشقی

شکست عشقی (عاطفی) و ویژگی های شخصیتی

مدل پنج عامل یا پنج بزرگ

بر اساس بیان وستن،بورتن و کوالسکی(۲۰۰۶،به نقل از یوهنسون،۲۰۰۹)ویژگی ها تمایلات عاطفی،شناختی و رفتاری هستندکه ابعاد پایه ای شخصیت را پایه ریزی می کنند و افرادبر اساس آن ویژگی ها از یکدیگر متفاوت می شوند.اگر چه هزاران ویژگی شخصیتی شناخته شده است ، کاستا و مک کری(۱۹۹۲) پیشنهاد کردند که پنج ویژگی شخصیتی مرکزی وجود دارد که عبارتند از عصبیت ، برون گرایی، باز بودن به تجربه ،توافق و وجدانی بودن.

۱-عصبیت: داشتن احساس های منفی همچون ترس ، غم ، برانگیختگی ، خشم ، احساس گناه، احساس کلافگی دائمی و فراگیر مبنای مقیاس عصبیت را تشکیل می دهند.همان طور که از نام این حیطه بر میآید ، کسانی که مبتلا به نوروز هستند عموماً در سنجشهای عصبیت نمره بالایی می گیرند، اما مقیاس عصبیت یک بعد بهنجار از شخصیت را اندازه می گیرد.افراد دارای نمره بالا در این سنخ شخصیتی ممکن است در مخاطره بیشتری برای ابتلا به برخی مشکلات روان پزشکی باشند،اما این سنخ را نباید سنخ آسیب روانی محسوب کرد.ممکن است کسی در سنخ عصبیت نمره بالایی داشته باشد بدون آنکه دچار یک اختلال روان پزشکی قابل تشخیص باشد ، از جهت دیگر همه طبقات بیماری های روانی با عصبیت بالا همراه نیستند،مانند افراد دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی . افرادی که در این سنخ نمره کم می گیرند از نظر هیجانی باثبات ، معمولاً آرا م، راحت و خلق و خوی ملایمی دارند.این افراد بدون پریشانی یا عصبی شدن با موقعیت های فشار زا روبرو می شوند.

۲-برونگرایی : برون گراها افرادی اجتماعی هستند اما اجتماعی بودن تنها یکی از ویژگی های افراد در این شاخص است . افزون بر دوست دار دیگران بودن و تمایل به شرکت در اجتماعات و میهمانی ها، این افراد درعمل قاطع ، فعال ، حراف و یا اهل گفتگو هستند.این افراد هیجان و تحرک را دوست دارند و برآنند که به موفقیت در آینده امیدوار باشند.در مقابل برون گرایان ، درون گرایان قرار دارند.در برخی جنبه ها درونگرایی را می توان به نبود ویژگی های برون گرایی توصیف کرد.درون گرایان معمولاٌ خجالتی و در جایی که ترجیح دهند، تنها هستند.همچنین این افراد علاقه زیادی به پژوهش دارند.

۳- باز بودن : افراد باز انسان هایی هستند که در باروری تجربه های درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آن ها سرشار از تجربه است .این افرادطالب لذت بردن از نظریه های جدید و ارزش های غیر متعارف هستند و در مقایسه با افراد بسته احساسات مثبت و منفی فراوانی دارند.افراد باز کنجکاو و دوست دار دانش هستند و شاید به این دلیل که تمایل دارند به تمامی احتمالات مختلف فکر کنند و با دیگران همدلی داشته باشند، و با تصدیق اینکه آنچه برای یک فرد درست یا غلط است ممکن است در همه ی شرایط قابل اطلاق نباشد، تمایل دارند در ارزش هایشان آزاد باشند.مردان و زنان دارای نمره بالا در این مقیاس کسانی هستند که در رفتار متعارف و در ظاهر محافظه کار به نظر می رسند.

۴- توافق : افراد موافق متواضع و فروتن هستند و در ارزیابی توانایی ها و اعتبارشان شکسته نفسی می کنند . آن ها رقیق القلب و احساساتی هستند و به آسانی برای کمک به دیگران و در فعالیت های نوع دوستانه تحت تاثیر قرار می گیرند(کاستا و مک کری ،۲۰۰۶).توافق نیز مانند برون گرایی عمدتاً یک بعد از تمایلات بین فردی است . فرد موافق اساساً نوع دوست ، دلسوز و مشتاق کمک به دیگران است و باور دارد که دیگران هم به همان اندازه به دردش می خورند.در مقایسه ، شخص ناموافق یا مخالف خود محور،به قصد و نیت دیگران مضمون است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری.به نظر می رسد که این شاخص، به سمت جنبه های مثبت اجتماعی و سلامت بیشتر روانی سوق دارد.

۵- وجدانی بودن : کاستا و مک کری (۲۰۰۶) معتقدند افراد وجدانی با تآمل،برنامه ریزی برای کارها و فکر کردن قبل از عمل شناخته می شوند در این شاخص به طور خلاصه دو ویژگی عمده کنترل تکانه ها و تمایلات، و بکارگیری طرح و برنامه در رفتار ، برای رسیدن به اهداف مورد بررسی قرار می گیرند.افراد وجدانی عقلانی و آگاه هستند و عموماً فکر می کنند از صلاحیت و شایستگی های بالایی برخوردار هستند.قسمتی از موفقیت هایشان از سازماندهی و نظم و ترتیب آن ها ناشی می شود که آن ها را در کارهایشان کارآمد می کند.افراد دارای نمره های بالا در وجدانی بودن بسیار وظیفه شناس و خود تنظیم هستند، درعین حال که افرادی جاه طلب و سخت کوشند تا جایی که می توان آن ها را معتاد به کار نامید از سوی دیگر مردان و زنان دارای نمره های پایین در این مقیاس افرادی هستند که اشتیاق کمی دارند، آسان گیر هستند و توقع کمی از خود و دیگران دارند .کوردک(۱۹۹۷) معتقد است وجود علائم عصبیت مانند (افسردگی و اضطراب) پیش بین درماندگی و استرس بیشتر بعد از شکست عشقی است ، که مانع رشد و تکامل فرد بعد از شکست عشقی می باشد.

واتسون،کلارک و هارکنس(۱۹۹۴) معتقدند افرادی که نمره بالایی در عصبیت به دست می آورند ، به دلیل تمایل به واکنش شدید و تفسیر منفی در برابر حوادث مبهم یا خنثی درماندگی بیشتری از خود نشان می دهند . به نظر می رسد افراد دارای این ویژگی بعد ازشکست دچار علائمی نظیر خشم ، احساس گناه و سردرگمی هستند و قادر به بررسی و تجزیه و تحلیل صحیح واقعه ای که برای آن ها رخ داده نمی باشند. به عبارت دیگر ، اضطراب ، ترس، پرخاشگری و درگیری های فکری که این افراد را به خود مشغول می کند مانع از تجربه نکات مثبت و سودمند بعد از شکست عشقی برای آن ها می شود . همچنین به این دلیل که آن ها قادر به برقراری ارتباطی سازنده با اطرافیان خود بعد از این حادثه نیستند بهبودی کمتری نیز به دست می آورند. در نتیجه پایان رابطه برای آن ها پیامدی جز افزایش نشانه ها را به دنبال نخواهد داشت.

تاشیرو و فرازیر(۲۰۰۳) معتقدند افراد دارای سنخ شخصیتی توافق پذیری به این دلیل که تمایل دارند خونگرم و دلنشین باشند ، احتمال بیشتری وجود دارد که بعد از شکست در رابطه تغییرهای مهمی را در روابط دوستی و خانوادگی خود ایجاد کنند.به عبارتی به دلیل اینکه این گروه از افراد پذیرا ، صبور و اعتماد کننده هستند این احتمال وجود دارد که همدردی دیگران بعد از شکست در رابطه را بپذیرند و بدین وسیله فشار کمتر و به دنبال آن رشد بیشتری را تجربه کنند به عبارت دیگر ، افراد موفق به واسطه دریافت پشتیبانی ها و حمایت های اطرافیان و به تبع آن کم شدن فشارها بهتر قادر به بررسی وضعیت کنونی خود و تجزیه و تحلیل واقعه هستند.

چانگ و همکاران (۲۰۰۲) رابطه عزت نفس و ویژگی های شخصیتی با استرس پس آسیبی ( شکست عشقی ) را در دانشجویانی که این شکست را تجربه کرده بودند ، مورد مطالعه قرار دادند.آن ها نشان دادند که بین ویژگی شخصیتی عصبیت و عزت نفس پایین با استرس پس آسیبی رابطه معنا داری دیده می شود.فرازیر و کوک (۱۹۹۳) معتقدند افرادی که عزت نفس بیشتری دارند شکست هایشان استرس کمتری را برایشان به همراه دارد .

شکست عشقی (عاطفی) و جنسیت

جنسیت ، ویژگی های شخصیتی و عوامل موقعیتی از مهم ترین عواملی هستند که تعیین می کنند فرد چگونه با استرس ناشی از شکست مقابله می کند.بنابراین یکی از متغیرهایی که در مورد استرس پس آسیبی مورد توجه قرار گرفته جنسیت است. درعین حال تحقیقات نشان دهنده نتایج متفاوتی در این زمینه است . شواهدی وجود دارد که نشان می دهد مردان و زنان ممکن است در میزان ناراحتی های ناشی از پایان دادن به رابطه شان با یکدیگر متفاوت باشند.اریمتو و هاتفیلد ، ۱۹۹۲)

برخی از تحقیقات نشان می دهند مردان بعد از تجربه شکست نسبت به زنان افسرده تر و تنها تر می شوند(اوزگل،۲۰۰۴) . از سوی دیگر،برخی مطالعه ها (میرنس،۱۹۹۱؛پریل لوکس و باس،۲۰۰۸) نشان دهنده این است که زنان بعد از شکست افسرده تر می شوند. به عنوان نمونه تحقیق کیتز،بیچ و جوینر(۱۹۹۸)نشان داد که زنان دازای عزت نفس پایین با شدت بیشتری به شکست پاسخ می دهند.همچنین دسته ای از مطالعه ها (اوزگل،۲۰۰۴؛تاشیرو و فرازیر،۲۰۰۳؛چانگ و همکاران ،۲۰۰۳؛اسپرچر،۱۹۹۴؛فرازیر و کوک ،۱۹۹۳؛هورتاکسو و کارانسی ،۱۹۸۷) نشان می دهند که جنسیت در تجربه استرس بعد از شکست تاثیر ندارد و هر دو جنس تجاربی شبیه به یکدیگر دارند.

اما تفاوت هایی در نحوه ی برخورد با این استرس وجود دارد : پژوهش ها نشان داده که مردان برای فرار از استرس و افسردگی ناشی از شکست ، بیشتر خود را درگیر کار می کنند این در حالی است که زنان بیشتر به نشخوار فکری روی می آورند.یعنی،مردان سعی می کنند از راهبردهایی مانند فعالیت بدنی ، نادیده گرفتن مشکلات خود،و فکر کردن در مورد کارها وامور دیگر استفاده کنند،در حالی که زنان بیشتر با احساساتشان رو به رو می شوند.به دلایل افسردگی شان فکر می کنند و خودشان را در این مورد (افسرده شدنشان) مقصر می دانند (نولن-هوکسیما،۱۹۸۷).نکته دیگر اینکه زنان برای تغییر عواطفشان از راهبرد مدیریت عاطفی شناختی استفاده می کنند و به طور کلی بیشتر از مردان از این راهبرد بهره می برند(هاتفیلد،۱۹۸۱)

پریل لوکس و باس(۲۰۰۸) در مطالعه ای در مورد شکست های عاطفی و تفاوت بین زنان و مردان و افرادی که آغاز کننده شکست هستند و افراد مقابل آن ها به این نتیجه رسیدند که زنان بیش از مردان پیامدهای منفی مانند احساس سردرگمی ، غم و گناه در پی شکست عشقی را تجربه نموده اند.همچنین این بررسی نشان داد در هر دو گروه (زنان و مردان) ، افرادی که شکست را پذیرفته بودند (از رابطه طرد شده بودند)نسبت به آغاز کننده های شکست ، افسردگی و نشخوار ذهنی بیشتری را تجربه می کنند .

شکست عشقی (عاطفی) و سبک های دلبستگی

نظریه دلبستگی توسط جان بالبی (۱۹۷۳) معرفی شد و بعدها هازان و شیور(۱۹۸۷) این نظریه را در حوزه ی روابط عاشقانه و زناشویی گسترش دادند.با توجه به این نظریه ، تکامل ، انسان ها را به تعدادی سیستم رفتاری مجهز می کند که این احتمال دوام و بقای آن ها را زیاد می کند .یکی از این سیستم ها دلبستگی است . درآغاز زندگی فرد حداقل به یک مراقب دلبستگی پیدا می کند و بسته به نوع رابطه ای که مراقب با فرد دارد ممکن است سبک ایمن یا نا ایمن در او شکل بگیرد .بارتولومیو و هورویتز(۱۹۹۱) در حوزه ی دلبستگی بزرگسالان در روابط عاشقانه و زناشویی چهار الگو را معرفی کردند که عبارتند از:ایمن،نگران ،انکار کننده و ترسو.برینان ، کلارک و شیور(۱۹۹۸) نیز پرسشنامه ای ساختند که ابعادی شبیه به بارتولومیو و هورویتز را اندازه می گرفت.آن ها این ابعاد را دلبستگی اضطرابی و اجتنابی نامیدند.تحقیق ها نشان می دهد افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن(مثل نگران یا ترسو)در مقایسه با افرادی که سبک دلبستگی شان ایمن است ، روابط عاشقانه کوتاه مدت تری برقرار می کنند و پس از پایان رابطه با مشکلات سازگاری بیشتری دست به گریبان هستند (دیویس ، شیور و ورنون،۲۰۰۳؛اسپرچر و همکاران،۱۹۹۸).مطالعه ۵۰۰۰ پاسخ دهنده اینترنتی نشان داد که سبک دلبستگی اضطرابی با نگرانی بیشتر در مورد از دست دادن شریک ، تلاش های بیش از حد برای از سرگیری رابطه ، و رفتارهای کینه توزانه و عصبی همراه است (دیویسو همکاران،۲۰۰۳)همچنین افراد دارای سبک دلبستگی اضطرابی در زمان از دست دادن شریک دلبستگی بیشتری تجربه می کنند و نسبت به دیگر افراد به زمان بیشتری نیاز دارند تا از شکست بهبود پیدا کنند.چنانکه مطالعه ها نیز نشان داده است دلبستگی ایمن به طور منفی با میزان خشم ، و به طور مثبت با سطح آرامش فرد همبسته است .افراد دارای سبک دلبستگی ایمن زودتر از غم و غصه ناشی از پایان رابطه رهایی پیدا می کنند .شواهد نشان می دهد که این افراد هیجان هایشان را به گونه ای مؤثرتر تنظیم می کنند . به نظر می رسد امنیت به فرد کمک می کند بدون گیر افتادن در احساس های غم و غصه ، در مورد مرحله ی تغییر صحبت کند(سبارا و امری،۲۰۰۵) سبارا(۲۰۰۶) پی برد دلبستگی ایمن با افزایش احتمال بهبود عصبانیت در ارتباط است ، در حالی که غمگینی مداوم این احتمال را کاهش می داد.همچنین مطالعه های انجام شده در حوزه شکست عشقی (عاطفی) نشان می دهد علاوه بر این که افراد دارای سبک دلبستگی ایمن کمتر خود و والدین شان را برای مخمصه ای که در آن قرار دارند مقصر می دانند،احتمال کمی  نیز وجود دارد که برای مقابله با این شکست به مصرف دارو و یا مواردی از این نوع پناه ببرند(هاتفیلد و راپسون،۲۰۱۰)

شکست عشقی (عاطفی) و اسناد

هورتاکسو و کارانسی (۱۹۸۷)شکست های عاطفی و اسنادها در مورد شکست عشقی را در دانشجویان دارای شکست در روابط عاطفی مورد بررسی قرار دادند .آن ها مشاهده کردند که اسناد شکست به عوامل بیرونی ، عواطف منفی ناشی از شکست راافزایش می دهد .همچنین مشخص شد که برخی از متغیر ها مانند مدت زمان رابطه ، مدت زمانی که از شکست آن می گذرد و جنسیت پیش بین های معنادار واکنش عاطفی به شکست نبودند..

شکست عشقی (عاطفی) و حمایت اجتماعی

تعامل اجتماعی برای بهزیستی روانشناختی فرد مهم است ، در حالی که حمایت اجتماعی به حفظ فرد در زمان استرس کمک می کند (روک ،۱۹۸۷)

حتی حمایت اجتماعی به عنوان پیش بین مهم مقابله با شکست عشقی تشخیص داده شده است (بیکر۲۰۰۶)بورلسون و گلداشمیت(۱۹۹۸) معتقدند شبکه های اجتماعی با افزایش توانایی افراد برای مقابله ، به آن ها جهت ارزیابی مجدد علت و شدت پریشانی کمک می کنند.

در تعدادی از مطالعه ها، حمایت اجتماعی دریافت شده از دوستان و فردی که او را دوست دارد، به بهبود عاطفی بعد از پایان رابطه کمک می کند(سانسوم و فارنیل،۱۹۹۷).این یکی از دلایلی است که می تواند نشان دهد چرا زنان بعد از پایان رابطه ممکن است رنج کمتری را متحمل شوند.بر عکس مردان، که بیشترین حمایت اجتماعی را از شریک شان دارند،زنان شبکه اجتماعی بسیار گسترده ای دارند که بعد از شکست عشقی به آن ها کمک می کند(تسچان،۱۹۸۸؛وروف،۱۹۸۱)

همچنین حمایت اجتماعی می تواند به عنوان محافظت کننده در برابر نشخوار فکری بعد از شکست عشقی کمک کند.نولن هوکسیما و دیویس (۱۹۹۹) می گوید افرادی که بعد از از دست دادن شریک میل به نشخوار فکری در مورد عواطف منفی خود دارند، بیشتر احتمال دارد به دنبال حمایت اجتماعی باشند و در نهایت نیز سود بیشتری از این حمایت ها می برند.

 

 

چطور می توانید بعد از شکست عشقی احساس غم کمتری داشته باشید و سریعتر به زندگی باز گردید؟

  • اگر روی هیجانات و احساسات خود کار کنید و نیازهای خود را بررسی کنید می توانید از زندگی لذت ببرید و خوشحال باشید و به شکست عشقی خود کمتر فکر کنید
  • با خودتان صبور باشید . به خودتان زمان بدهید. این طبیعی است که مدتی بعد از شکست عشقی احساس ناراحتی و نا امیدی بکنید و نظم زندگیتان را از دست بدهید از خودتان انتظار نداشته باشید که شکست عشقی تان در طول یک روز یا دو روز خوب شود.
  • سریعاً وارد رابطه دیگری نشوید.برای حل رابطه اولی زمان بدهید . این خوب است که دربارۀ عشق سابقتان فکر کنید و اینکه چه اتفاقی افتاد که رابطه به پایان رسید.
  • اجازه ندهید هر کسی شما را نصیحت کند و به خاطر شکست عشقی به شما حمله کند . هیچ کس به اندازه خود شما خودتان را درک نمی کند.
  • از انکار شکست عشقی بپرهیزید . اوایل شکست عشقی ممکن است که شما نخواهید بپذیرید که این رابطه تمام شده است و یا وانمود کنید که اتفاقی نیفتاده است و همه چیز مثل سابق است .لطفاً انکار را کنار بگذارید و هم با خودتان و هم با دیگران روراست باشید.
  • با عشق سابقتان تماس نگیرید و یا کارهایی از این قبیل انجام ندهید.این موضوع ممکن است آن فرد را عصبی یا هیجان زده کند و عبور از این شکست عشقی را برای شما سخت تر کند.
  • از هر چیزی که یادآوری شکست عشقی را برای شما دارد بپرهیزید . برای مثال اگر عکس زمینه گوشی شما یک عکس دو نفره است عکس را عوض کنید.
  • اگر اطرافیانتان در مورد ارتباط گذشته تان و شکست عشقی تان پرسیدند دروغ نگویید . اما شما مجبور نیستید تمام جزئیات رابطه شکست عشقی تان را برای آنها تعریف کنید. شما می توانید توضیح دهید و بگویید رابطه تمام شده است و من بیشتر نمی خواهم راجع به این شکست عشقی صحبت کنم و سپس موضوع را عوض کنید.
  • دنبال راههای برای متقاعد کردن عشق سابقتان نباشید و راهی پیدا نکنید که حس حسادت او را برانگیخته کنید و و یا حس ترحم او را برانگیزانید . در آینه نگاه کنید و به خودتان بگویید که یک رابطه تمام شده است و من آن را پذیرفته ام.
  • اگر چیزی از طرف مقابل دست شما مانده است هر چه سریعتر به او برگردانید و به این فکر نکنید که روزی به خاطر آن چیز به سمت شما برگردد.
  • بخشش داشته باشید . این طبیعی است که احساس خشم داشته باشید چون شما شکست عشقی خورده اید . شما ممکن است بخواهید غر بزنید و کج خلقی کنید اما این عصبانیت ها بیشتر شما را مضطرب می کند و در زندگی و عملکرد شما اثرات منفی خواهد داشت.
  • برای خالی کردن انرژی های منفی شکست عشقی خود ، فعالیت های فیزیکی انجام دهید . مثلاً به یک کیسه بوکس ضربه بزنید – بدوید – شنا کنید یا یوگا انجام بدهید . اگر خودتان را مقصر شکست عشقی تان می دانید خودتان را ببخشید و عبرت بگیرید.
  • عزت نفس خود را بالا ببرید . خودتان را تنبیه نکنید درسته که شما شکست عشقی خورده اید ولی این به این معنا نیست که شما یک شکست خورده در تمام روابط هستید.به یاد بیاورید که شما یک انسان فوق العاده هستید و دوباره خواهید توانست موفقیت کسب کنید.
  • لیستی از نقاط قوت و ویژگی های خوب خودتان ، که خودتان دوست دارید یا فکر می کنید دیگران دوست دارند را بنویسید
  • به خودتان بگویید که من دوست داشتنی هستم و می توانم در عشق موفق شوم زیرا من ……. هستم .جای خالی را با یک ویژگی خوب از خودتان پر کنید .
  • سعی کنید هر روز یک ویژگی خوب از خودتان را به لیستتان اضافه کنید.این کار به شما کمک خواهد کرد به طور پیوسته درگیر مسائل خوب شوید و شکست عشقی تان را به مرور فراموش کنید.
  • از پشتیبانی و حمایت دیگران بهره ببرید. شما ممکن است که دوست داشته باشید بعد از شکست عشقی تنها باشید اما این ایده خوبی نیست . اطراف آدمهایی باشید که شما را دوست دارند و حس باارزش بودن به شما می دهند.دوستان و خانواده احتمالاً می خواهند به شما کمک کنند و این خوب است تا زمانی که به وضعیت عادی زندگی برگردید با آنها در ارتباط باشید.
  • با اطرافیانتان که شما را دوست دارند در مورد احساساتتان در مورد شکست عشقی و احساستان در مورد خودتان صحبت کنید . شما ممکن است چند حس مختلف را با هم داشته باشید مانند احساس خشم و تنفر و نا امیدی و حتی شادی و غم.
  • با خودتان به خوبی رفتار کنید . به خودتان برسید و توجه کنید . غذاهای خوب بخورید و به اندازه کافی بخوابید . لباسهای زیبا بپوشید این می تواند به روح و جسمتان بعد از شکست عشقی کمک کند.
  • به یک روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید . اگر شما در انجام فعالیت های روزانه مشکل دارید بهتر است که از یک مشاور کمک بگیرید.مشاور می تواند به شما کمک کند و راههایی به کمک او پیدا کنید که خودتان را دوست داشته باشید.
  • تحقیقات نشان می دهد که بعد از شکست عشقی ، یک سری تغییرات شیمیایی در بدن اتفاق می افتد که ممکن است افسردگی ایجاد کند. در این حالت درمانگر شما می تواند داروی ضد افسردگی برای شما تجویز کند یا از رواندرمانی برای بهتر شدن حالتان استفاده کند.
  • تکنیک های مقابله ای را امتحان کنید . استفاده از این تکنیک ها استرس شما را کاهش می دهد . مثلاً نفس های عمیق متوالی بکشید.مدیتیشن را برای آرام کردن قلب و ذهنتان امتحان کنید . به آرامی دراز بکشید و روی نفس کشیدنتان تمرکز کنید.

 

  • یک فعالیت جدید را امتحان کنید ( راهی برای لذت بردن از تنهایی ) به یک سرگرمی یا فعالیت جذاب که قبلاً زمان انجامش را نداشتد فکر کنید و انجام دهید .
  • یک سرگرمی که استعداد شما را رشد بدهد یا یک مهارت جدید بیاموزید . مثلاً زبان خارجی بیاموزید و یا یک وبلاگ درست کنید
  • اجتماعی باشید . مردم جدید را ملاقات کنید که در آینده می توانند دوستان خوبی برای شما باشند.
  • یک مهمانی را برنامه ریزی کنید و به مهمان هایتان بگویید که یک مهمان با خودشان بیاورند.

 

 

زندگی سرشار از پستی ها و بلندی هاست مهم این است چگونه با آن برخورد شود.

کلید واژه : شکست عشقی , درمان شکست عشقی , انواع شکست عشقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *