۲۰ آذر, ۱۳۹۷

روانشناسی شخصیت : تعاریف و نظریه ها

  • 10 ماه قبل
لطفا به ما امتیاز دهید
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

روانشناسی شخصیت

روانشناسی شخصیت : تعاریف و نظریه ها

روانشناسی شخصیت

روانشناسی شخصیت

شخصیت به چه معناست؟

وقتی می گوییم:” او شخصیت خوب و قابل قبولی دارد،” یا ” او بی شخصیت است،” دقیقا منظور ما از کلمه ی ” شخصیت” چیست؟ شما چطور شخصیت خودتان را توصیف می کنید؟ روانشناسان و فلاسفه از سال های دور مطالعاتی را در مورد شخصیت انجام داده اند و امیدوارند که بتوانند تعریفی جامع و کامل از آن و رشد شخصیت در جنبه های گوناگون را ارائه دهند.

معمولا روانشناسان ” شخصیت ” را به عنوان الگوهای مشخصی از افکار، احساسات و رفتار نیز تعریف می کنند. در واقع شخصیت انتظار ما از رفتارهای فرد در طولانی مدت است. یک ویژگی شخصیتی ، عنصر رفتاری گسترده ای است که شخصیت فرد را توصیف می کند مثلا مهربان، خوش برخورد و اجتماعی، عجول.

شخصیت افراد از کجا نشات می گیرد؟ آیا شخصیت افراد با گذر زمان و بالا رفتن سن نیز تغییر دچار تغییر و دگرگونی می شود؟

روانشناسانی که روی شخصیت مطالعاتی را انجام داده اند پاسخشان به این سوال این است که شخصیت افراد به مرور زمان و در طولانی مدت پایدار و بدون تغییر خواهد ماند. چندین نظریه با ارائه استدلالاتی در تلاش اند تا توضیح دهند چگونه شخصیت افراد رشد می کند.

نظریات روانکاوی

روانشناسان روانکاوی همچون زیگموند فروید بر این باورند که به طور عمده شخصیت توسط نیروها و محرک هایی قدرمند ولی پنهان تعیین می شود. فروید معتقد است شخصیت ما از کودکی شروع  به شکل گیری می کند ، قبل از پنج یا شش سالگی و عوامل محیطی در این سنین نقش مهمی را ایفا می نماید.

به نظر فروید ، شخصیت از سه قسمت یا از سه سطح تشکیل می‌شود: نهاد ، من و من برتر.

نهاد نیرویی است که از مجموع غرایز اولیه تشکیل می‌شود و از اصل لذت پیروی می‌کند. نهاد نماینده تمامی حالات غیر ارادی ، طبیعی ، آگاه و غریزی است. به گفته ی وی ، هر فرد به هنگام تولد با نهاد خود زاده می شود و در تمام عمر با آن به سر می‌برد. نهاد ما اصل زندگی و اساس شخصیت را پی‌ریزی می‌ نماید.

ایگو (من) در هر سه قسمت خوداگاه ،نیمه اگاه و ناخوداگاه ذهن جای گرفته است.بیان کلامی و تفکر منطقی و انتزاعی با کارکردهای نیمه اگاه ایگو رابطه دارند.مکانیسم های دفاعی در قلمرو ناخوداگاه ایگو قرار دارند.ایگو هم چنان که‌ از دنیای خارج تاثیراتی را بر نهاد تحمیل میکند به طور همزمان اصل واقعیت را جایگزین اصل لذت می کند .

سوپرایگو سومین جزو شخصیت از نظر فروید می باشد.سوپر ایگو بر اساس نظام پیچیده ای از ارمانها و ارزش های درون فکنی شده ای از والدین ،وجدان اخلاقی فرد را می سازد.فروید سوپر ایگو را وارث عقده ادیپ می دانست.کودک در حدود سن ۵ تا ۶ سالگی ارزشها و معیارهای والدین را درونی می کند.پس از ان سوپر ایگو رفتار فرد را با معیارهای والدین مقایسه می کند و مقبول بودن یا نبودن ان را مشخص می سازد.این فعالیت ها بیشتر ناخوداگاه هستند.

الفرد ادلر

برداشت ادلر از ماهیت انسان از برداشت فروید امیدوار کننده تر است .از نظر ادلر،افراد بی همتا هستند و از اراده ازاد و توانایی شکل دادن ب رشد خود برخوردارند.گرچه تجربیات کودکی مهم هستند ولی ما قربانی ان نیستیم.

روشهای ارزیابی ادلر عبارتند از:ترتیب تولد، خاطرات قدیمی،و تحلیل رویا .اعتقاد او به اینکه علاقه اجتماعی با سلامتی هیجانی ارتباط دارد.این عقیده که فرزندان اول پیشرفت زیادی می کنند ،تلقین پذیرند ،و تحت شرایط استرس مضطرب هستند و این عقیده که فرزندان اخر به احتمال بیشتری الکلی می شوند.

اریک فروم

اریک فروم معتقد بود که هرچه انسانها در طول تاریخ ازادی بیشتری به دست اوردند،بیشتر احساس تنهایی و انزوا کردند.

منبع : لینک۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *